قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1629

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و پنجاه و ششم از رحلت خير البشر و در سال دويست و پنجاه و ششم از رحلت ، مردى اساتكين نام بر رى استيلا يافت و والى آن را « 1 » از شهر بيرون كرده از رى به جانب قزوين رفت . اهل قزوين چون ديدند كه تاب مقاومت اساتكين ندارند مبلغ بسيار از زر و اسباب و تحف به او داده او را بازگردانيدند . چون اساتكين باز به جانب رى مراجعت نمود اهل رى او را از درآمدن به شهر مانع آمدند و كار به جنگ رسيد . آخر الأمر ، رى را قهرا و جبرا گرفت و جمعى كثير را از اهل آن شهر به قتل رسانيد . و در اين سال ، اغرتمش [ به ] عزيمت جنگ على بن ابان مهلّبى كه از سرهنگان و سپهسالاران صاحب زنج بود ، بيرون آمد . چون به تستر رسيد جماعتى [ را ] كه ابان مهلّبى در بند داشت خلاص كرد و خلقى كثير از متابعان او را در شهر تستر به قتل رسانيد . چون ابن ابان مهلّبى بر اين حال اطلاع يافت با لشكرى عظيم به جنگ اغرتمش آمد . بعد از محاربات بسيار ابن ابان مهلّبى مظفّر و منصور گشته اصحاب اغرتمش را به قتل رسانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه اهل حمص والى خود ، عيسى كرخى ، را به قتل رسانيدند . و در اين سال ، در طبرستان حسن بن محمّد بن جعفر بن عبد اللّه بن الحسين الاصغر العقيقى مردم را به خود دعوت كرد و گفت : حسن بن زيد در جنگ كشته شده « 2 » و جمعى كثير از آن ولايت به سخن او فريفته شده در مقام اطاعت و انقياد او درآمدند . چون اين خبر به حسن بن زيد رسيد متوجّه دفع او گشت و او را به قتل رسانيده و خانه‌هاى آن جماعت را كه به متابعت او درآمده بودند ، بعد از نهب و غارت

--> ( 1 ) . نام والى رى در الكامل ( ج 12 ، ص 179 ) « طلمجور » آمده است . ( 2 ) . حسن بن زيد در گرگان از مقابل لشكر احمد بن عبد اللّه خجستانى ، از ياران محمّد بن طاهر ، فرار كرده بود ؛ - منبع پيشين ، ص 182 ؛ ابن خلدون ، العبر ، ج 2 ، ص 487 به بعد .